<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>sadaf</title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com</link>
<description>یادداشتهای تنهایی صدف</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Dec 2013 10:36:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>حال این روزهای من </title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/108</link>
<description>علی الرغم تمام مشغله های روزمزه و کارهای خاصی که این روزها وقتم را صرفشان میکنم : شامل رفت و آمدهای خانوادگی به واسطه حضور پدرم، که با دور همنیشنی و خنده و ...همراه شده ، و پیگیری مراحل پزشکیم که بعد از یک پکیج کامل آزمایشات خونی که چیزی حدود 6 شیشه خونم رامکیدند و هنوز هم یکی از آزمایشات خونی باقیمانده،و همه وقتی که در حال صرف شدن برای سروسامان دادن خارج از برنامه، به حسابهای سال 91 یکی از شرکتها برای ارائه به اداره دارایی ست، و علی الرغم مرگ اسطوره ای که</description>
<pubDate>Sat, 07 Dec 2013 10:36:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yaddashthay-sadaf</dc:creator>
<guid>yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/108</guid>
</item>
<item>
<title>من ، شیلا ، اصفهان ...و حسین(ع)</title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/104</link>
<description>امروز آخرین روز کاری من و شیلا در دفتر تهران بود، دختر جدی و منضبط از نظر کاری ولی مهربون و از نظر شخصیتی جالب، بیشتر از سه سال باهم همکار بودیم و باهم دوست شدیم ،همیشه تو یادم میمونه حتی اگه دیگه هرگز همدیگه رو نبینیم اگر چه چون قراره در دفتر کانادا مستقر بشه دورادور همکاریمون برقراره و به مدد تکنولوژی رفاقتمون هم ادامه خواهد داشت، برداشت کلی که از زندگیش دارم اینکه ، جبر تو زندگیش خیلی حاکمه ، کاری به مثبت یا منفی بودن اتفاقات ندارم اما چون از زندگیش</description>
<pubDate>Mon, 11 Nov 2013 12:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yaddashthay-sadaf</dc:creator>
<guid>yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/104</guid>
</item>
<item>
<title>اوهام </title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/103</link>
<description>اثر ریچارد باخ کتاب تازه ای که دارم میخونم قبلا از این نویسنده &quot;جاناتان&quot; رو خوندم. و زمزمه امروزم این شعر از جناب سهراب : من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه دلها تنهاست ... بیخودی میگویند هیچ کس تنها نیست چه کسی تنها نیست !!! همه از هم دورند همه در جمع ولی تنهایند من که در تردیدم تو چطور !!؟؟؟</description>
<pubDate>Sat, 02 Nov 2013 13:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yaddashthay-sadaf</dc:creator>
<guid>yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/103</guid>
</item>
<item>
<title>من و دریا ...</title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/98</link>
<description>بعد از مدتها چند روزی رفتم سواحل خزر زدم تو دل جاده ای که یه روزی تنها عشق واقعی زندگیمو ازم گرفت ، تا بپرسم چرا ؟؟؟!!!!!!!!! رفتم یه جای دنج چند متری دریا که شبها صدای موجهای اول پاییز لالایی شبانه ام بود نشستم روی صخره های ساحل و نسخه کپی کتاب صد سال تنهایی گارسیا مارکز چاپ 2035 شاهنشاهی رو ورق زدم تا بدون سانسور حساب و کتاب کنم چند سال از صد سالم و سپری کردم ... رفتم که دور شم از چیزی که حالا هستم ، که ببینم چی شد که هنوز هم دلم یه دنیا درد داره ...</description>
<pubDate>Mon, 30 Sep 2013 12:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yaddashthay-sadaf</dc:creator>
<guid>yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/98</guid>
</item>
<item>
<title>الان متنفرم از بعضی ها .....</title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/95</link>
<description>متنفرم از تمام کسانی که هر چه خواستند با من ، دلم و احساسم کردند و مرا با کوله باری از اندوه تنها گذاشتند .... و بیشتر از همه متنفرم از خودم که چرا به آنها چنین اجازه ای دادم !!!!</description>
<pubDate>Wed, 11 Sep 2013 15:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yaddashthay-sadaf</dc:creator>
<guid>yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/95</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه تولد خودم </title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/90</link>
<description>11 شهریور هر سال یه سال به سنم اضافه میشه... خیلی سال پیش تو یه اتفاق خیلی معمولی که میگن در روز هزاران هزار ازش تو گوشه و کنار دنیا اتفاق میفته ، من متولد شدم ...نه پرنسس کاخ ناتینگهام بودم و نه فرزند ناخواسته ای در حلبی آبادها بلکه حاصل یه خانواده معمولی بودم اما پر از عشق! هدیه امسال مادرم به من، نامه ای از پدرم بود که تو یک ماهگی من نوشته بود ، وقتی مجبور شده بود چند روز بعد از تولدم به ماموریت بره ، خیلی قشنگ بود یک برگه نارنجی رنگ که از همه چی توش</description>
<pubDate>Sun, 01 Sep 2013 18:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yaddashthay-sadaf</dc:creator>
<guid>yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/90</guid>
</item>
<item>
<title>زن = مرد  </title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/89</link>
<description>وقتی خطابش می کنیم &quot;او&quot; مهم نیست زن باشد یا مرد اینجا &quot;he&quot; و &quot;she&quot; نداریم اینجا &quot;هو&quot; و &quot;هی &quot; بی معناست اینجا فقط &quot; او &quot; خطاب میشوند فارغ از جنسیت در زبانم ،زن و مرد ، یکسانند حتی زبانم هم، تساوی آن دو را پذیرفته است!!!!</description>
<pubDate>Sat, 17 Aug 2013 08:38:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yaddashthay-sadaf</dc:creator>
<guid>yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/89</guid>
</item>
<item>
<title>دلم  ...</title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/86</link>
<description>دلم میخواد آنقدر برگردم به سالها و روزها و لحظه ها ی قبل تر تا برسم به صلب پدرم !!! آن وقت یکی از میلیونها اسپرمی بشم که هدر میره با دستمالی پاک میشه دور انداخته میشه اصلا، هیچ میشه ... صلب پدرم !!!!!! (نوشته اول شخص)</description>
<pubDate>Thu, 25 Jul 2013 10:34:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yaddashthay-sadaf</dc:creator>
<guid>yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>بریده ام ...</title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/84</link>
<description>رد پاهایم را پاک میکنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم خدایاااااااااااااااااااااااااااااااا میشود استعفا دهم ؟! کم آورده ام ...!</description>
<pubDate>Sat, 29 Jun 2013 17:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yaddashthay-sadaf</dc:creator>
<guid>yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/84</guid>
</item>
<item>
<title> و چقدر شادم ، از شادی مردمم :)</title>
<link>https://yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/83</link>
<description>چون میدانم لحظاتی هر چند کوتاه ، مرحمی خواهد بود برای زخمهای عمیقشان...</description>
<pubDate>Wed, 19 Jun 2013 10:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yaddashthay-sadaf</dc:creator>
<guid>yaddashthay-sadaf.blogfa.com/post/83</guid>
</item>
</channel>
</rss>
